تبليغاتX
خورشید - سرنوشت اصلاحات در دست موسوی و کروبی

خورشید

سخن اول:همانطوریکه در مطلب قبلی گفتم دغدغه هاي خاتمي براي براي پيروزي جريان اصلاحات بيش از ديگر نامزدهاست زيرا از زمان شروع حرف و حديث ها در مورد انتخابات آتي، هيچ كس به اندازه وي از لزوم اتحاد و يكپارچگي سخن نگفته بود و از همه مهم تر اينكه به خوبي نشان داده است آنجا كه سخن از پيروزي گفتمان منطق و اعتدال باشد، وي عليرغم موقعيت مناسب خود، به راحتي حاضر است كه دست ازنامزدي بكشد و ديگران را به كسب قدرت در جهت منافع مردم ترغيب كند . اکنون اصلاحات بدون حضور خاتمی و امیدوار به دو نامزدی است که اگر دست کم یکی از آنان همچون خاتمی کناره نگیرد موفقیت اصلاح طلبان در انتخابات به میزان زیادی به اما و اگرها گره می خورد و ادامه این روند به معنای از دست دادن مجدد فرصت ها خواهد بود.

سخن بعد:متنی که می خوانید مشروح مصاحبه ای است که با ویژه نامه نوروزی تابان داشته ام و در آن نقطه نظرات خود را در مورد انتخابات آتی بیان کرده ام.


آقاي عليخاني براي شروع مي‌خواهيم ارزيابي خودتان از وضعيت سياسي و اقتصادي سال 87 را ارايه كنيد.

سال 87، سال شفاف شدن سياست‌هاي دولت در نزد افكار عمومي بود، بدين علت كه در دو سال نخست روي كار آمدن دولت نهم، بسياري از پروژه‌هاي عمراني به ارث رسيده از دولت‌هاي پيشين به بهره‌برداري رسيدند و دولت نهم با تبليغات گسترده، با افتتاح آنها، اين پروژه‌ها را به خود نسبت داد. در زمينه برگزاري انتخابات نيز دولت نهم از آزمون برگزاري انتخابات مجلس هشتم سربلند بيرون نيامد. در جريان انتخابات به كرات مشاهده شد كه به رغم تاييد افراد از سوي مراجع ذي‌صلاح چهارگانه، هيات‌هاي اجرايي (منصوب دولت) خود دست به حذف گسترده بسياري از كانديداهاي رقيب زدند. در عرصه اقتصاد نيز به رغم برداشت بي‌رويه از منابع ذخيره ارزي، شاهد پديده ركود و تورم در اقتصاد، تعطيلي كارخانه‌ها، تضعيف بخش خصوصي، افت توليد در بخش كشاورزي و نيز ركود در بخش ساختمان و افزايش نرخ بيكاري بوده‌ايم. در حوزه فرهنگ و ارتباطات نيز دولت كارنامه موفقي نداشته است، اين كه هيات نظارت بر مطبوعات بتواند در مقام داوري، دست به توقيف و تعطيل نشريات بزند، بيش از پيش امنيت شغلي در مطبوعات را با مخاطره روبرو ساخته است و نيز رواج بي‌سابقه بداخلاقي و تخريب منتقدان، رقيبان و حتي آنان كه از چهره‌هاي پرسابقه انقلاب هستند. به طور كلي سال 87، سال نااميد شدن مردم از تحقق شعارها و وعده‌هاي اين دولت بود.

- درباره تخريب و بداخلاقي، اشاره‌اي داشتيد، اين تخريب‌ها و بداخلاقي‌ها با چه اهدافي صورت گرفته يا مي‌گيرند؟ و اساساً چه دليلي وجود دارد كه اين گونه رفتارها افزايش يافته‌اند؟

يكي از مهم‌ترين شواهد، افزايش بي‌سابقه هشدارها و توجه دادن‌هاي مراجع عظام، علما و شخصيت‌هاي موجه و مورد قبول مردم نسبت به تشديد تخريب‌ها و بداخلاقي‌هاي سياسي است. كافي است مسير اين هشدارها دنبال شود. به نظر من ناهنجاري‌هاي امروز به پيش از انتخابات نهم رياست جمهوري بازمي‌گردد، در آن مقطع برخي از افراد، چهره اپوزيسيون به خود گرفتند و هر چه دلشان خواست به رقيبان خود گفتند. بداخلاقي‌ها و تخريب‌ها از همان موقع آغاز شد و پس از انتخابات نيز ادامه يافت.

- اما به اهداف اين تحريكات اشاره نكرديد؟

وقتي كه هدف تنها رسيدن به قدرت به هر قيمتي باشد، طبيعي است كه فضاي تنش و تخريب بر فضاي آرام و بي‌هياهو ترجيح داده مي‌شود. همان گونه كه براي پيش‌برد اهداف سياست خارجي وحدت نيروهاي سياسي داخلي و تنش‌زدايي در روابط بايد در دستور كار قرار گيرد، در عرصه داخلي نيز دولتي كه مي‌خواهد براي مردم كار كند، بايد فضايي آرام و شاداب به وجود آورد.
اين امر با نفي تمامي دستاوردهاي دولت‌هاي پيشين كه پس از انقلاب اسلامي بر سركار آمده‌اند، مغاير است. نفي خدمات دولت‌هاي گذشته، يكي از استراتژي‌هاي تبليغاتي دولت كنوني است. مگر مي‌شود كه دولت‌هاي پيشين هيچ دستاوردي نداشته باشند؟ به نظر من صرف دستيابي به قدرت با تكيه بر تاكتيك‌هاي جنگ رواني، تخريب و بداخلاقي، هدف برخي از افراد و جريان‌هاي خاص بوده است. متاسفانه وقتي كه برخي از افراد بلندپايه از اين رويه ناسالم به طور دايم بهره‌برداري مي‌كنند، افراد پايين‌دست نيز به تبع آنان، از همين رويه ناپسند استفاده مي‌كنند. در واقع اين ناهنجاري از بالا به پايين سرايت مي‌كند و مي‌توان آن را در تمام سطوح از جمله در استان قزوين خودمان نيز مشاهده كرد.

- اما سال 88، سال برگزاري دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري نيز هست، آرايش نيروها را چگونه مي‌بينيد و تحولات مربوط به آن را چگونه پيش‌بيني مي‌كنيد؟

به نظر من اگر برخي درصدد مهندسي انتخابات برنيايند، آقاي احمدي‌نژاد، نخستين رييس‌جمهوري است كه فقط يك دوره در اين پست خواهد بود. در دوره‌هاي گذشته به طور معمول روساي جمهوري پيشين در دور دوم انتخابات، با رقيبان قدرتمندي مواجه نبودند و به سهولت براي بار دوم راي مي‌آوردند، اما در انتخابات دوره دهم وضع به طور كلي فرق مي‌كند. در جبهه اصول‌گرايان وضعيتي حاكم است كه من آن را به <گريز از احمدي‌نژاد، هراس از اصلا‌ح‌طلبان> تعبير مي‌كنم. اصول‌گرايان يك طيف يك دست و هماهنگ نيستند و برخي از جريان‌هاي اصول‌گرا كه از سوابق فعاليت طولاني برخوردارند، انتقادهاي جدي به عملكرد دولت نهم و آقاي احمدي‌نژاد دارند. از سوي ديگر اصول‌گرايان اطمينان ندارند كه اگر كانديدايي ديگر را مطرح كنند، بتواند از پس كانديداهاي قدرتمند اصلاح‌طلب به ويژه آقاي خاتمي برآيد. احتمالاً اصول‌گرايان يك كانديداي در سايه نيز خواهند داشت تا در صورتي كه با ريزش آراي آقاي احمدي‌نژاد مواجه شدند، بتوانند اين ريزش را توجيه كنند.

اما در جبهه اصلاح‌طلبان، حضور سه كانديداي قدرتمند،آقايان؛ خاتمي،كروبي و ميرحسين موسوي نشان از توانايي بالقوه اصلاح‌طلبان مي‌دهد. به نظر من اگر شرايط مطلوب فراهم مي‌بود، اصلاح‌طلبان مي‌توانستند حتي تا ده كانديداي مطرح را به رقابت‌هاي انتخاباتي بفرستند، با وجود همه محدوديت‌ها، اصلاح‌طلبان از رقابت سالم استقبال مي‌كنند، از درون يك جريان رقابتي سالم و شاداب است كه مردم مي‌توانند شايسته‌ترين فرد را برگزينند. من احتمال مي‌دهم موفقيت در انتخابات آتي تا 80 درصد از آن اصلاح‌طلبان است و 20 درصد هم به شرايط پيش‌بيني نشده وابسته است.

- به نظر شما اگر اصلاح‌طلبان در انتخابات سال 88 پيروز شوند، چگونه مي‌خواهند به جبران خسارت‌هاي چهار سال گذشته و ترميم خرابي‌ها برآمده و تهديدهاي داخلي و خارجي را به فرصت تبديل كنند؟

بازگشت به قانون و برنامه چشم‌انداز بيست ساله و برنامه‌هاي پنج ساله توسعه، با استفاده از تمام ظرفيت‌هاي انساني -نيروهاي متخصص، شايسته، كارآمد و باتجربه- تنها راه تغيير وضعيت موجود و قرار گرفتن كشور بر مدار توسعه و پيشرفت است.در برخي موارد طبيعي است كه اصلاح كارها و وضعيت موجود، زمان مي‌برد، مثلاً وقتي صندوق ذخيره ارزي خالي شده، نمي‌توان انتظار داشت كه از پشتوانه اين صندوق به عنوان مكانيزمي براي عبور از بحران‌هاي به وجود آمده از بيرون، بهره گرفت. در عين حال به علت چالش‌هايي كه دولت نهم داشته، ضريب امنيت سرمايه‌گذاري كاهش يافته، گرچه سرمايه‌گذاري‌هايي در بازار سرمايه و بورس صورت گرفته كه بيشتر از ناحيه سرمايه‌گذاران شبه دولتي بوده- و جلوي رشد بي‌رويه قيمت‌ها نيز در بخش ساختمان و مسكن گرفته شده است. به عبارت ديگر؛ دولت نخست با افزايش نقدينگي موجب افزايش قيمت‌ها شد، ولي پس از مواجهه با بحران، پس از كنار گذاشتن اقتصاددانان منتقد دولت در شرايطي كه به نظر مي‌رسد از سوي مقامات بالاتر تحت فشار قرار گرفته بود، ناچار از پذيرش سياست‌هاي كنترلي در عرصه بازارهاي مالي و پولي شد.
به هر صورت پيروزي احتمالي اصلاح‌طلبان، موجب آرامش در فضاي داخلي و تنش‌زدايي در روابط بين‌الملل خواهد بود، همين امر موجب تضمين توسعه پايدار و بهبود اوضاع اقتصادي و اجتماعي خواهد شد.

- و سخن آخر...

سلامتي، تندرستي، بهبود وضعيت معيشت مردم و رفاه بيشتر و شادي افزون‌تر آنان.


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 20:54  توسط محمد عليخاني  |