مي گويند، ساده دلي ،بي وقت به مسجد رفت و مرد زاهد نمايي را ديد كه در ميانه ي محراب و منبر، در حال ارتكاب فعل حرامي است.مرد ساده دل آب دهان بر زمين انداخت و زاهد نما را به ناسزا گرفت كه:«مسجد چه جاي فعل شنيع است»، زاهد نيز كه رسم زهد فروشي، خوب مي دانست بناي فرياد گذاشت كه:«وا اسلاما!آب دهان در مسجد»و«اي كاش قيامت آمده بود و مسلمين چنين روزي را نمي ديدند!».
هنوززمان زيادي از دوران رياست جمهوري سيد محمد خاتمي نگذشته است و بنابراين يادآوري آن روزگاران چندان دشوار نيست.روزهايي كه مجوز وزارت ارشاد به فلان فيلم و پديدار شدن چند تار مو،كفن پوشان را به خيابان ها مي كشاند و نمايش زنان برهنه كنفرانس برلين در سيما، به سكوت برگزار مي شد.كف و سوت چند جوان دانشجو فرياد«وا اسلاما»را در ميان مومنين طنين اندازمي كرد و خشونت گروه هاي فشار به بوته فراموشي سپرده مي شد .
آن روز اگر تصوير سيد محمد خاتمي با فاصله و دور از رييس جمهور اسراییل در فلان مراسم رسمي، نمادي از علقه هاي ناگسستني اصلاح طلبان و اشغالگران اراضي اسلامي تفسير مي شد! امروز ؛ اسفنديار رحيم مشايي سخن از دوستي با ملت اسراييل بر زبان مي راند و با اعتماد به نفسي شگرف «هل مَن مبارز» نيز سر مي دهد و از همه اينها جالب تر افاضات «محمد نوری زاد»- از كارگردانان حامي رييس جمهور كنوني است- كه مراجع تقليد را از دخالت در سياست بر حذر داشته اند تا سخناني را كه در زمان خاتمي به مدد تريبون هاي سيما به دهان اصلاح طلبان دوخته و حكم تكفيرشان در ذهن خلق ريخته مي شد امروز به نماد غيرت ديني و هوشياري كساني تفسير شود كه به خوبي دريافته اند عنوان هواداري از رييس جمهور چنان مصونيتي را براي آنان فراهم مي آورد كه باكي از «سخنان ممنوعه»و «حرف هاي مگو»نيست .
گويند زماني تيراندازي ناشي به نيت تير انداختن ، تنه درختي را هدف قرار گرفته بود و از قضا تيرها به هرسو مي افتادند الا تنه درخت.ظريفي صحنه را ديد و با شتاب به سوي تنه درخت رفت و بدان تكيه داد .مردمان،ظريف را گفتند كه :«از تنه دور شو كه بيم هلاك است ».ظريف خنده اي كرد و گفت:« تا زماني كه كمان در دست اين مرد است،ايمن ترين جا همين تنه درخت است». اكنون نيز به نظر مي رسد« درخت سخنان ممنوعه»و ديدگاه هايي كه در زمان دولت اصلاحات، منافي ارزشهاي انقلاب و اسلام معرفي مي شد و عبور لحظه اي افراد از كنار آن به قيمت تيرهاي زهرآگين و آتشين تيراندازان كفن پوش و ارزش مدار تمام مي شد به كلي تغيير ماهيت داده است و كافي است كه سخن به مدح و ستايش دولت مهروزبگشاييد تا رعشه در دست تيراندازان و ارزشمداران بيفتد و از سيل تيرهاي زهرآگين شان در امان بمانيد و چنين است كه اكنون معاون رييس جمهور سرخوشانه-و عليرغم اعتراض مراجع و ديگر شخصيت هاي نظام-با طيب خاطر به تكرار سخنان خود مي پردازد ، نوري زادبراي مراجع خط و نشان مي كشد و آن ديگري با شور وشوق از افتتاح دفتر تامين منافع آمريكا در تهران سخن مي گويد و اين همه ،چنان با آرامش و سكوت صورت مي گيرد كه گويي كفن پوشاني كه تا ديروز دغدغه دين و انقلاب صورت هايشان را گلگون و و برافروخته كرده بود اكنون درعالمي ديگر بسر مي برند و يا اگر هستند ،دست به كمان و پيكاني دارند كه ديگر سخنان ضد ارزش را هدف قرار نداده است،هرچه باشد هنوز خطر بازگشت اصلاح طلبان وجود دارد و اين ،دغدغه اي مهم تر از همدلي حاميان دولت با اسراييل يا ايالات متحده آمريكاست!
ترسم كه صرفه اي نكند روز بازخواست
نــان حــــــلال شيــخ زآب حـــرام مـا