اين روزها خواسته يا ناخواسته، موضوع خاتمي به مهمترين دغدغه بسياري از جريان ها و چهرههاي سياسي، بدل شده است.ابعاد اين موضوع و تأثير حضور شخصيتي همچون خاتمي داراي چنان تأثير فراگيري در عرصه رقابتهاي انتخاباتي است كه طي ماههاي گذشته خواب و خيال را از چشمان رقيبان تنگ چشم گرفته است.«پدیده خاتمي» كه محصول آرزوهاي بزرگ و ياد ايامي غرورآفرين به شمار ميآيد، چنان است كه رقيبان را به هراس انداخته كه مبادا دوباره قافيه را باخته و اين مرتبه نيز ملت ايران پشت سر محمد خاتمي، موجي از جريان اصلاح طلبي را به راه اندازد.
از اين رو است كه برخي طيفهاي مختلف به اصطلاح« اصولگرايان»، با راه اندازي جنگ رواني عليه خاتمي تلاش مي كنند تا وي را از ورود به عرصه پشيمان كنند .اين جماعت؛ زماني به بهانه دروغي خود ساخته، خواستار محاكمه او ميشوند و وقتي ديگر بر سر فلان خطاي سر نزده جنجال به راه مياندازند و در نهايت زبان به تهديد سيد محمد خاتمي باز ميكنند كه؛ در تنگناي شوراي نگهبان چنان دچار خواهي شد كه گمان رهايي از پل صراط برايت مقدورتر است تا اخذ صلاحيت، چرا كه به همت مهرورزان، پروندههاي دست ساخته كفاف نه تنها رد صلاحيت او، بلكه تمامي اصلاحطلبان ماضي و لاحق را هم خواهد داد.
اما آنچه اين فضا را جالبتر كرده است، توصيههاي مشفقانه مديرمسوول كيهان است كه در كسوت دوست، محمد خاتمي را از همنشيني با بدان و دوري گزيدن از ياران، پند ميدهد و او كه عملكردش در دوران اصلاحات طيفي شامل انتقاد، تخريب، تا كارشكنيهاي مختلف را در بر ميگرفت، امروزه چنان ادعاي برادري مينمايد و از سر دلسوزي خاتمي را در برابر كشكول خالي از اعتماد مردم قرار ميدهد كه اگر كسي نداند، باور ميكند كه آقايان از فكر ورود و شكست خاتمي و اعتبار از كف شده احتمالي اوست كه چنين بيتابند.
في الواقع موضوع اين است كه اين رقيبان به مدد نظرسنجيهاي انجام شده، بهتر از هر كسي ميدانند كه هيچ چهره سياسي در ايران كنوني ياراي رقابت با محبوبيت سيد محمد خاتمي را ندارد، به نحوي كه تمام تبليغات رسمي، شوهاي تلويزيوني، هزينههاي گزاف و حمايتهاي بيدريغ نيز در روز انتخابات نميتواند همسان و همسنگ صداقت، عقلانيت و منش بزرگوارانه خاتمي باشد.
البته همگان ميدانند كه همين موضوع نيز سرّ اين همه تلاطم و تب و تاب اردوي اصولگرايان است؛ چرا كه اگر خاتمي راي و محبوبيت لازم براي حضور دوباره در عرصه قوه مجريه را ندارد، اين همه آشفتگي رقبا، چه معنايي دارد و چرا اصولاً برخي از احزاب ديگر اصلاحطلب كه كانديداي خود را نيز مشخص كردهاند، مواجه با چنين حساسيتهايي نشدهاند.
اما نكته بعدي اين است كه به نظر ميرسد بخش مهمي از اصولگرايان به موضع «عبور از احمدينژاد» رسيدهاند و تصميم دارند بدون رسانهاي كردن اين تصميم، شمع خود را بر مزار ديگري روشن كنند، (البته اگر تمام اينها يك بازي انحرافي نباشد) ليكن همانند تجربه مجلس هشتم ميخواهند كه يك اصولگراي ديگر را جاي وي قرار دهند و به هيچ وجه در پي از دست دادن اين سمت نيستند.هر چند كه بيانات يكي از اعضاي يك ارگان نظامي، نشان ميدهد كه برخي نهادهاي خاص، هنوز نسبت به جابجايي رييس جمهور فعلي مجاب نشدهاند و كماكان تصور ميكنند كه حتي حضور يك رقيب ديگر، عملي در حد «خیانت و جنايت»است.به هر صورت هفتهها و ماههاي پيش روي، دربردارنده اتفافات بسياري است، به ويژه اگر خاتمي بر ترديدهاي منطقي خود مبني بر حضور در انتخابات فايق آيد.