تبليغاتX
خورشید - سخني در حلاليت طلبي آيت الله جنتي

خورشید

در طول تاريخ كم نبوده اند، واعظان و خطيباني كه سخن از اخلاق و معرفت به ميان آورده و خلق را به راه حق و حقيقت رهنمون گرديده اند ،اما حقيقت آن است كه اين توصيه ها با وجود ماهيت خداپسندانه اش به سادگی درشمار سخنان اخلاق مدارانه در نمی آیند زیرا این گونه سخنان،به نوبه خود؛ بر دو گونه اند:

گونه نخست آن است كه واعظ اخلاقي سخن از اخلاق بر زبان مي آورد، تنها از آن رو كه حرفي زده باشد يا مناسك رفتاري كه جايگاه خاص اش به وي تحميل مي كند را به ضرورت و بي اعتقاد در نيت و عمل در رفتار، ادا كرده باشد و اينجاست كه مي بينيم شخصي چون «ابن مسكويه» صاحب كتاب هايي اخلاقي و فلسفي چون«طهاره الاعراق» و« حكمت خالده» در كنار شرح مقام و منزلت عبادت يا جايگاه حسن خلق و نظاير آن به تفضيل؛ آداب شراب خواره گي و چگونگي گرداندن نُـقل، قبل از بالا بردن جام را نيز شرح داده است تا هم  اداي تكليف به وجه دين مدارانه خود كرده باشد و هم همت تاليف به آنچه سلطان وقت مي خواسته است؛ بنابر اين چندان عجيب نيست كه ابن مسكويه هم كاتب مباني اخلاق در كتاب«تهذيب‌ الاخلاق‌ و تطهير الاعراق»مي شود و هم توصيف كننده اطعمه و اشربه در كتاب «في‌ تركيب‌ الباجات‌ من‌ الاطعمة»تا جايي كه‌ «ابوحيان‌توحيدي‌»در وصف او مي گويد:«ابن‌مسكويه‌، واعظ‌ غير متعظ‌ بوده‌، چه‌ همه‌ را به‌ سوي‌ اخلاق‌ پسنديده‌ مي‌خوانده‌ و درباره‌ي‌ اخلاق‌ كتاب‌ مي‌نوشته‌، وليكن‌ خودگامي‌ در راه‌ اخلاق‌ بر نمي‌داشته‌ است‌».البته در تاريخ، چنين واعظاني كه «جلوه در محراب و منبر »و« در خلوت آن كار ديگر»مي كنند، كم نبوده اند؛ همچنانكه خداوند نيز در مصحف شريف در وصف ايشان مي گويد:«كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لا تَفْعَلُونَ»و از همين روست كه كه زهد فروشي هاي اينگونه نه چندان اميدي را در ميان مردمان بر نمي انگيخته كه به هراسشان نيز دامن مي زده است:


صـــوفي ماكه ز ورد سحري مست شدي

شامگاهش نگران باش كه سرخوش باشد

در كنار اين قوم ،البته واعظاني نيز هستند كه اگر سخن از اخلاق مي كنند و في المثل از خلق حلاليت مي طلبند نه از سر ريا كه از سر« اعتقاد» است چرا كه بينش دروني ايشان بدان مرتبه رسيده است كه مي دانند روز قيامت روز «تبلي السرائر»است و خداوند در آن روز بر آنچه كه خلق اش از سر هوس ،اختلاف مي كردند ؛از سر عدل ،حكم خواهد داد«فالله يحكم بينهم يوم القيامة فيما كانوا فيه يختلفون» .

تمام اين مقدمات براي آن بود كه چندي پيش «آیت‌اللـه احمد جنتی »دبیر شورای نگهبان در خطبه‌های نماز جمعه تهران از عموم مردم حلالیت طلبیدند و گفتند: «من همین‌جا می‌گویم اگر كسانی از طرف من حق‌شان ضایع شده، اول مراجعه كنند. اگر بتوانم حق‌شان را به آنها بازمی‌گردانم، اگر نه حلالم كنند و بعد هم همه همدیگر را حلال كنند»ايشان همچنين افزودند كه این حلالیت‌طلبی‌ها «مقدمات شب قدر است و تا فرصت باقی است باید مقدمه‌چینی كرد»، زيرا «یك سكته یا یك تصادف ممكن است به یكباره زندگی افراد را درهم بپیچد.»

وقتي اين سخنان آيت الله جنتي را شنيدم با خود گفتم كه اگر ايشان را بر آنچه گفته اند، صادق نمي ديدم ؛خاموش مي ماندم و اين سخنان را چيزي در شمار تعارفات معمول و بي اثر مي دانستم ،در نتيجه اكنون نيز قلم به دست نمي گرفتم و چنين نمي نوشتم اما چون مي دانم جناب آقاي جنتي به حقيقت و از سر صدق حلاليت طلبيده اند،و بر ايشان حسن ظن دارم و اين سخنان اخلاق مدارانه را از جنس سخنان نوع دوم مي دانم ؛ بنابر اين شرط ادب را بجا مي آورم و بر اساس مجوزي كه خود ايشان داده اند و از خلق الله خواسته اند كه براي احقاق حق مراجعه كنند، بنده نيز چند خطي خدمت ايشان عارض مي شوم و چنين مي نويسم كه :

جناب آقاي جنتي !« دامت افاضاته و كثره ا...امثالكم »

اينجانب يكي از كساني هستم كه تصور مي كنم، دست كم اكنون -كه خود خواسته ايد- بايد از حقي كه بر ذمه شما دارم ،سخن به ميان آورم تا خداي ناكرده در خواست شما بي پاسخ نماند و روز قيامت مديون نمانم كه چرا در دنيا و پس از درخواست مجدانه شما براي احقاق حق مراجعه نكردم .آقاي جنتي ،اينجانب در انتخابات مجلس هشتم نیز به عنوان كانديدا وارد عرصه شدم .

ورود من به اين عرصه برای بسیاری از جمله رقبای به اصطلاح اصولگرای من گران آمد و شبنامه ها و دشنام نامه ها يكي پس از ديگري منتشر و آزادانه در اجتماعات مختلف پخش مي شد اما آن كسي كه به حكم و اعتبار قانون و اخلاق و دين بايد مانع اين فحاشي ها مي شد نه تنها كاري نكرد كه خود مهر« رد صلاحيت »بر نام من زد و به «عدم التزام »من به «اسلام» ،حكم داد تا اين پرسش در ذهن همگان خطور كند كه چرا رسول اكرم بر ورود خلق خدا به دايره مسلماني ولو با يك «شهادتين» ساده مي كوشيد و اين جماعت بر خارج كردن افراد از دايره اسلام اين چنين حريص اند! ازهمه بدتر آنكه در كنار اين برچسب«عدم التزام» و در زمانه اي كه به لطف دولت مهرورز؛ مردم اسراييل، دوست مردم ايران ناميده مي شوند و پاداش اين بداهه گويي ها« رفيق گرمابه و گلستان» شدن رييس جمهوري مي شود ،به بهانه چاپ عكسی در نشريه ام كه در آن تعدادی از شهرك نشين های اسراييلي در حال لابه و زاري بودند؛ مرا به همدلي با صهیونیست ها متهم و با مجموع این دلایل واهی، حكم به رد صلاحيتم دادند و اين اقدام ناروايي بود كه در حق  من داده شد تا اكنون ،مدعي احقاق حقوق از دست رفته خويش باشم.

حضرت آیت الله ! ممكن است جنابعالي –خداي ناكرده- اكنون كه شرح ماوقع دادم در مقام جلب حلاليت من نباشيد و حلاليت طلبي خويش را تفسيري ديگر كنيد اما بي ترديد شنيده ايد كه گفته اند؛ زماني عارفي را درد قولنج و نفخ بر شكم افتاده بود و عارف رو به درگاه خداوندي ،حَدثي مسالت مي كرد تا بلكه درد التيام يابد و نفخ بر طرف شود اما تا سحرگاه مراد و شفا نگرفت پس رو به فرزند كرد كه:« اي فرزند مرا رو به قبله كن» و چون رو به قبله شد گفت:« بارخدايا !اكنون كه حدثي برنيامد و نفخ درشكم ماند و ديدار با تو نزديك آمد، مرا بهشت و حور العين عطا فرما».عارف چون اين دعا كرد، فرزند به خنده آمد كه:« اي پدر! چگونه از خدايي كه حدثي بدين بداهت و كم ارزشي را بر تو دريغ كرد، بهشتي با آن وسعت و حورالعيني بدان زيبايي و جلال مي خواهي ؟»                                                                            

و اكنون نيز سوال من از محضر مبارك جنابعالي اين است كه اولا آيا من حق دارم كه مدعي استيفاي حق خود و آبرويي شوم كه عده اي بي هيچ ملاحظه اي بر من روا داشتند و با وجود اصرار من بر مسلماني -بر مسند خدايي تكيه زدند و-حكم به عدم التزام به اسلام ام دادند يا نه؟و ديگر آنكه آيا منطقي است ؛ در حق فرد يا افرادي كه حتي ورود من به عرصه انتخابات به عنوان حق طبيعي يك شهروند را برنتابيدند و با نسبت دروغ و تهمت ،آن را از من دريغ داشتند و درخواست استيفاي حق مرا بي پاسخ گذاشتند ،حلاليت روا دارم تا بهشت بدان وسعت و جلال ارزاني آنان گردد؟!

اگر پاسخ شما بنا به حكم منطق و شريعت منفي است و بنده مجاز به حلال نكردن هستم پس بر ذمه بسياري از افراد است كه در مقام حلاليت طلبيدن از من و امثال من باشند كه راه ان مشخص و طريق جبران آن چندان دور از ذهن نيست اما اگر آنچه گفته شد تعبيري ديگر داشته و تعارفي بيش نبوده است - كه بعيد مي دانم اينطور باشد- ديدار مي ماند به قيامت و خدايي كه از روي عدل حكم خواهد داد زيرا طلب حلاليت اگر به سخن خاتمه يابد و روي عمل نبيند نه فايده اهل ايمان است نه جبران خسران خلق الله.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 11:1  توسط محمد عليخاني  |